تبليغاتX
من ایرانی هستم

به نام خدا
شاید در جهان کنونی هیچ کس مانند ایرانیان به این اندازه ابراز وجود نمی کند.تاریخ این ملت گویای این است که از آغاز شکل گیری جغرافیای سرزمین ایران ،همواره مردمان ساکن در این جغرافیا خود را به گونه ای مطرح می کنند که اگر به دقت توجه کرد،این مردم صاحب حرف تازه ای می دانند که دیگران را به گوش دادن فرا می خوانند.من هم از این مردمان هستم.مردمانی که هر چند همسایگان را می نوازند ،اما دیگران از آنان هراسی به دل دارند.اعراب که همسایه ی اصلی ایران هستند،هرگونه توجه ایرانیان به خودشان را (اعراب)به دقت زیر نظر می گیرند؛چرا که قرن ها سلطه ی این قوم آرین را فراموش نمی کنند.شاید احتیاط مصریان را در ایجاد روابط با ایران را دلیلی بر این بدانیم که اینان به عنوان فرهنگی ترین اعراب،هنوز تیغ ایرانیان را که دو بار چشیده اند،فراموش نکرده اند.(سلطه ی هخامنشیان وساسانیان )وحشت از پیش روی ایرانیان را که آنان (زحف فارسی )می نامند،همواره مانع روابط نوین ایران با اعراب شده است.بی شک ایجاد روابط با اعراب از نوع مسالمت آمیز ،می تواند راهکاری برای بهبود فعلی فضای حضور ایرانیان در خارج از کشوردانست.حافظه ی ایرانیان نیز از دو قرن سکوت ایشان در برابر اعراب پاک نشده است.هر ایرانی با یادآوری دو قرن اولیه ی قلبش می گیرد وبا نگاهی اندوهبار به آن دو قرن، شکوه از دست رفته ی ساسانی خود را  افسوس می خورد.زخم هشت ساله ی جدید که هنوز عوارض آن گریبان گیر هرایرانی است،تا کنون از یاد نرفته است.این نوشتار ونوشتارهای بعد حاصل تلاش یک ایرانی است که آن را با سایر افراد در میان می گذاردتا هم دلی خالی کرده باشد وهم اینکه در این دنیای مجازی جایی داشته باشد.ودر آخر من هم مانند سایر ایرانیان در گفتن حرف تازه سهیم باشم.خوانندگان این وبلاگ می توانند با خواندن این مطالب وابراز نظر خویش، زمینه ی یک بستر ،برای طرح اندیشه های نوین برای برون رفت از مشکلات اجتماعی وتاریخی و...فراهم آورند.دست همگی را به گرمی می فشارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:57 توسط محمد شکیبا |